مصاحبه با کوروش تهامی به بهانه رگ خواب

مصاحبه با کوروش تهامی به بهانه رگ خواب

در این مطلب برای شما عزیزان از سری مقالات بخش فرهنگ و هنر ، بازیگران ، سینما ، حواشی بازیگران و … مطلب جذاب و خواندنی آماده کرده ایم که در ادامه می خوانید. با مجله تفریحی نارگون همراه شوید

کوروش تهامی

مصاحبه با کوروش تهامی به بهانه رگ خواب

کوروش تهامی که با رگ خواب متفاوت ترین نقش کارنامه اش را رقم زده از این تجربه، همکاری با حمید نعمت الله و چند مسئله دیگر می گوید.

اطلاعات فوری

چرا سراغش رفتیم: بازی اش در رگ خواب که به تازگی اکران شده از جمله غافلگیری های جشنواره سال پیش بود و با فاصله بهترین نقش کارنامه اوست.

ویژگی نقش: کامران دو وجه متضاد دارد؛ ابتدای فیلم مردی محترم و عاشق پیشه است اما پس از مدتی به مینا پشت می کند و روی خشن خود را نشان می دهد.

ارتباط فیلم با جوانی: آقا کامران و مینا خانم شور دوران جوانی را رد کرده اند ولی داستانشان در رگ خواب می تواند برای جوان ها عبرت باشد.

فیلم دیگری که از او دیدیم: قبل از رگ خواب، آشوب با بازی او روی پرده رفت.

سریالی هم در نوبت دارد: گمشدگان سریالی است با بازی او که به زودی پخش خواهدشد.

مهم ترین فیلم های کارنامه اش: سینما سینما. دفتری از آسمان. این زن حرف نمی زند. به رنگ ارغوان.

کوروش تهامی؛ عاشقی و عاشقیت در «رگ خواب»

مهم ترین سریال های کارنامه اشک زیر تیغ، ساعت شنی، مشق عشق، بچه های خیابان، شوق پرواز، تبریز در مه و…

بیش از دو دهه است بازی می کند؛ افت و خیز زیاد داشته ولی همیشه گلیم خود را از آب بیرون کشیده. گل طلایی اش را اما در «رگ خواب» زده و شمایلی متفاوت از خود ارائه کرده است. کوروش تهامی یکی از غافلگیری های جشنواره فجر سال پیش بود با نقش کامران؛ مردی که وارد زندگی مینا (لیلا حاتمی) می شود. با محبت دلش را به دست می آورد و وقتی او را اسیر خود دید، نوبت بی مهری ها فرا می رسد. حاتمی برای این فیلم سیمرغ بلورین گرفت اما تهامی حتی نامزد هم نشد.

دلخوری اش را پی شتر این طور رسانه ای کرده بود: «بسیاری از دوستان بعد از تماشای فیلم رگ خواب به من گفتند پتانسیل فیلم و بازی من برای دریافت جایزه غیرقابل انکار بود، هر چند من ماجرای جشنواره را فراموش کرده ام. به نقشی که بازی کردم، کاری ندارم، زیرا رگ خواب به عنوان یک فیلم یکی از بهترین تولیدات سال های اخیر سینمای ما لقب می گیرد. کارگردانی این فیلم هم نادیده گرفته شد.

من دیگر جوابی برای این که چرا جایزه نگرفتم ندارم. اما بد نیست زمانی داوران برای تصمیماتی که اتخاذ کرده اند، پاسخگو باشند. مگر یک بازیگر چند بار در طول دوران حرفه ای کارش می تواند نقش های درخشان بازی کند. رگ خواب همه چیز داشت: موسیقی، کارگردانی، همه چیز این فیلم درجه یک بود.» در این گفت و گو به ماجرای جایزه نگرفتن و نیز خاطرات همبازی شدن با لیلا حاتمی ورود نکردیم و به نکات دیگر پرداختیم.

کوروش تهامی در رگ خواب خیلی زود مجابمان می کند با وجهی تازه از بازیگر او مواجه هستیم. دلایل متفاوتی وجود دارد، تجربه خود بازیگر، کارگردانی درست، حال خوب پشت صحنه و… وقتی حمید نعمت الله فیلمنامه را به شما داد با خواندن نقش به کامران رسیدید یا در صحبت ها و تمرین شکل گرفت؟

وقتی قرار است با کارگردانی کار کنید که تکلیفش با خودش و آدم های دیگر کاملا روشن است و تفکر درستی پشت کارش دارد، حساب و کتاب خیلی چیزها مشخص می شود. به هر حال حمید نعمت الله در سینمای ما کارگردان خاصی هستند. اگر به فیلم هایی که تا به حال ساخته اند دقیق تر نگاه کنید، حتما قبول دارید که بیشتر بازیگرها متفاوت تر از همیشه در این فیلم ها ظاهر شده اند.

کوروش تهامی؛ عاشقی و عاشقیت در «رگ خواب»

بخشی از این متفاوت بودن به نگاه کارگردان بر می گردد و بخشی از آن بسته به پتانسیل خود بازیگر است. بازیگر باید بتواند خودش را در یک نقش متفاوت قرار بدهد و یک بازی به دور از اغراق و باورپذیر ارائه بدهد. با توجه به کامنت ها و نظراتی که در دوره جشنواره و حالا گرفته ام ،معلوم است که خیلب ها نقش را باور کرده اند و همه از این تعجب کرده اند که بین نقش هایی که تا به حال بازی کرده ام، کمتر شخصیتی با این سر و شکل و نوع رفتار وجود داشته است.

  کمک یانگوم بازیگر کره ای به زلزله‌زدگان کرمانشاه

چون نقش کامران خاص است بر این سوال تاکید داریم که چطور به آن رسیدید؟

فیلمنامه که مثل بقیه متن ها شمای کلی فیلمی را که قرار است ساخته شود، به شما نشان می دهد و شخصیت ها را خیلی زیاد موشکافی نمی کند. شما برای شخصیتی که قرار است بازی کنی یک شناسنامه پیدا می کنی و برمبنای نوع نگاه آن شخصیت به اطرافش، آینده اش و… سعی می کنی یک شمایل جدید بسازی.

من با آقای نعمت الله درباره این شخصیت بسیار صحبت کردم و مهم ترین بحث ما این بود که کامران متفاوت باشد. من همیشه سعی کرده ام برای نقش هایم وقت و انرژی بگذارم و به راحتی از آن ها نگذرم و می خواستم در گر خواب بهترین خودم را ارائه دهم. از طرفی کارگردان آگاهی که بالای سر شماست و نمی گذارد از خط بیرون بروید، تاثیر فراوانی در قوام شخصیت دارد.

تجربه بازی در نقش آدمی را که به یکباره درونیاتش تغییر می کند. پیش از این در سریال «زیر تیغ» هم داشته اید و حالا به نوعی دیگر در رگ خواب. این نوع شخصیت های متغیر را دوست دارید؟

من اصولا شخصیت های چالشی را دوست دارم. اصلا دلم نمی خواهد شخصیتی که در هر نوع کاری بازی می کنم، خیلی سطحی باشد و بلافاصله تمام ویژگی هایش را بشود حدس زد. وقتی در چنین نقشی باشم می فهمم که دارم خطا می روم، البته این موضوع به پیشنهادهایی هم که ارائه می شود، بستگی دارد اما من همیشه سعی کردم نقش هایی را انتخاب کنم که مقداری چالشی تر است و جای کار بیشتری دارد. حتی اگر اجرای آن سخت بوده باز هم سختی را پذیرفته ام.

فیلم رگ خواب با دو بازیگر پیش می رود، پیش از این نمونه هایی را در سینمای ایران و موارد بیشماری را در سینمای جهان داشته ایم اما در این نوع کارها خطری وجود دارد که دو کاراکتر واقعا می توانند بار کل فیلم را به دوش بکشند و مخاطب را تا انتها همراه کنند یا نه. این ترس همراه شما هم بود؟

وقتی کارگردان خلاق باشد خودش تا حد زیادی مواظب است که احیانا بازیگر اشتباه نکند. مخصوصا وقتی تعداد بازیگران کم است، خود کارگردان باید این قدر به کار احاطه داشته باشد و درگیر فیلمنامه شده باشد که در کوچک ترین جزییات هم متوجه شود که بازیگرش در فلان جا دارد یک مدل اجرایی را تکرار می کند اما باز هم ممکن است با کارگردانی طرف باشید که هرقدر هم آگاه باشد، بازیگر نتواند خواسته او را اجرا کند که این مشکل ساز می شود اما در فیلم رگ خواب کفه بازیگری، متن و کارگردانی همسو بود. و خودمان را سپرده بودیم دست آدمی که از همه لحاظ به او اطمینان داشتیم.

پیشنهاد هم می دادید؟

بله. به راحتی می شد وارد بحث و گفت و گو شد و حتی می توانستیم پیشنهاد دهیم و کارگردان گوش می داد. اصولا این شیوه کارگردانان بزرگ است اما اگر کارگردانی صرفا منتظر پیشنهاد باشد و خودش هیچ ایده ای نداشته باشد، موفق نخواهدبود.

برای شکل گرفتن کاراکتر چه پروسه ای طی شد؟

یک بخش از آن بر می گردد به تجربه خود من در بازیگری و از طرفی بر می گردد به این که چقدر یک نفر هوش این را داشته باشد که بتواند بعضی کدها را از طرف فیلمنامه و کارگردان دریافت کند. من معمولا سعی می کنم زمانی که جلوی دوربین می روم، نقش را کامل بشناسم و همه رفتارم، نشستن، برخاستن، نوع نگاهم و… شبیه به آن نقش می شود و مدام درگیر آن هستم. حتی زمانی که به خانه می آیم، رفتارم شبیه شخصیتی است که در حال بازی آن هستم.

تمرین و دورخوانی هم داشتید؟

کلا دو جلسه دورخوانی داشتیم، آن هم نه همه فیلمنامه را! فقط لحظاتی از فیلمنامه که مورد نظر کارگردان بود، اتودهایی زده شد. اما بخش اصلی شخصیت کامران در زمان فیلمبرداری شکل گرفت. برای همین هر روز برای من مثل روز اول بود و همیشه اشتیاق و هیجان داشتم برای این شخصیت.

با احترام به همه نقش هایی که تا به حال بازی کردید، رگ خواب یک سر و گردن از بقیه بالاتر قرار می گیرد. این نقش کار شما را برای انتخاب نقش های جدید سخت تر می کند.

  گری اولدمن و کسب جایزه دستاورد سینمایی برای نقش وینستون چرچیل

بله. همین طور است. البته من همیشه این سختگیری را داشته ام ولی رگ خواب بعد از مدت ها یک نقطه عطف در کارنامه من محسوب می شود و از این به بعد نقش هایم را با وسواس و دقت بیشتری انتخاب خواهم کرد. البته اگر بخواهم فقط منتظر این باشم که چنین نقش هایی پیشنهاد شود، معلوم نیست هر چند سال یک بار باید بازی کنم.

با این حال تلاش می کنم از پیشنهادهای زیادی که می شود، بهترین را انتخاب کنم. همانطور که در این سال ها خیلی سختگیرانه انتخاب کرده ام اما اگر بازیگری پنج سال کار نکند، هیچ کس نمی آید بپرسد چرا کار نمی کنید. حتی اگر بدانند، خودآگاه کار نکرده تا نقش خوب پیشنهاد شود.

اما برای خیلی ها دستمزد اولویت دارد.

سعی کرده ام هیچ وقت به خاطر دستمزد کاری را قبول نکنم. من در تلویزیون کارهای متفاوتی مثل «زیر تیغ»، «مشق عشق» یا کارهای حماسی مثل «تبریز در مه» و کمدی مثل سریال «عصر پاییزی» را بازی کرده ام. ممکن است ماه ها سر کاری نباشم اما به نظر من بازیگر را کلمه «نه» می سازد نه «بله»هایی که می گوید. درباره من هم بیشتر «نه»ها وجود داشته.

سخت ترین صحنه های رگ خواب کدام بود؟

عاشقی و عاشقیت کلا سخت است

رگ خواب عاشقانه هایی خلاق دارد که شاید برای اولین بار در سینمای ما دیده می شود و برای بیننده ای که تجربه عشق دارد، کاملا باورپذیر است. ضمن این که از ممیزی به خوبی عبور کرده مثل گیرکردن در پلیور، کاهگل خوردن و… از تهامی درباره شکل گیری لحظات عاشقانه و سخت ترین سکانس های رگ خواب پرسیده ایم.

لحظات و اتفاقات عاشقانه چطور شکل گرفت؟

فکر می کنم حمید نعمت الله پر است از این لحظات عجیب و غریب. نعمت الله تا می تواند از کلیشه های روزمره دور می شود. شاید خیلی از کارگردان ها اولین چیزی را که به ذهن شان می رسد، جلوی دوربین ببرند. اما یک بازیگر جلوی دوربین باید بازی بکری انجام دهد که نظر آقای نعمت الله را جلب کند. این کمی کار بازیگر را سخت می کند و این همان هوشی است که بازیگر کارهای نعمت الله باید داشته باشد، چون اگر ذهن خلاقی نداشته باشی ممکن است این قدر تکرار کنید که حوصله گروه و کارگردان را سر ببرید.

صادقانه بگویید خودتان چقدر تکرار داشتید؟

تکرار برای همه اتفاق می افتد اما این که صحنه ای را به طور خاص بخواهم مثال بزنم که من باعث تکرار آن بشوم، خیلی زیاد نیست. اما واقعا صحنه هایی داشتیم که به خاطر سخت بودن صحنه و کار سخت سایر عوامل، چندین بار تکرار کرده ایم.

کدام پلان یا سکانس سخت تر و حساس تر از بقیه بود؟

سکانسی بود که من و خانم حاتمی در تاریکی از پله های اضطراری بالا می رفتیم و من باید با چراغ قوه موبایلم نورپردازی هم می کردم. این سکانس بسیار سخت بود، چون در هوای بسیار سرد باید پله ها را بالا و پایین می رفتیم و البته از برداشت دوم یا سوم به بعد این قدر بالا و پایین رفته بودیم که گرم شده بودیم و باید یک فکری به حال گرما می کردیم. (با خنده) برای هر دو ما سخت بود اما برای خانم حاتمی سخت تر چون علاوه بر دیالوگ گفتن باید گریه هم می کردند و حتی یک جایی خنده و گریه قاتی می شد.

یکی دیگر از صحنه های سخت جایی بود که باید بعد از تئاتر می رفتیم ساندویچ فروشی. آن هم صحنه خیلی سختی بود یا جایی دیگر که باید در ماشین با هم می نشستیم و باران شدیدی می آمد و باید در چراغ قرمز توقف می کردیم.
صحنه کاهگل خوردن هم سخت بود.

روایت تهامی از بازی در فیلم راست گفتار

مورد عجیب آشوب

از کوروش تهامی دو فیلم تقریبا نزدیک به هم اکران می شود که یکی محبوب خاص و عام است و دیگری جای دفاع ندارد. «آشوب» پیش از «رگ خواب» اکران شد که درباره آن و ضعف هایش با کاظم راست گفتار صحبت کردیم. تلاش تهامی مشهود است اما فیلم برای حرفی که می خواهد بزند، سردرگم می شود.

چرا آشوب را پذیرفتم؟

  استقبال از فیلم سیاسی جدید آنجلینا جولی در فستیوال تلوراید آمریکا

تهامی دلیل بازی در آشوب را پیچیدگی شخصیت می داند: «یکی از دلایلی که من برای حضور در این کار داشتم این بود که اولا فکر می کردم که شخصیت آشوب پیچیدگی های خاصی دارد و قاعدتا ساختن چنین شخصیتی برای بازیگری که کارش برایش اهمیت دارد، خیلی می تواند جذاب باشد، چون او از معلمی شروع می کند و بعد از آن می رود به سمت کارهای هنری و در یک سینما تئاتر استخدام می شود باز نادیده گرفته می شود و وارد زندگی جدید و زد و بندهایی می شود که خیلی هم خوب نیستند.»

یکی از ویژگی های مثبت بازی تهامی در آشوب تغییر حالت شخصیت است. با این حال وجه خوانندگی شخصیت به خاطر ریزه کاری هایش باورپذیرتر شده: «من وقتی وارد بازی می شوم باید تمام ابعاد یک شخصیت را ببینم و اجرایم باید اول خودم را راضی کند. اتودها و تمرین های زیادی در خانه داشتم که حد حرکات این خواننده روی سن تا چه باشد. من تمام این آوازها را جلوی آینه تمرین کرده بودم، با صدای خواننده اصلی آن قطعه بارها تطبیق دادم. هیچ کدام از این ها در لحظه به وجود نمی آید.»

ماجرای نریشن

نریشن شخصیت آشوب را تهامی نخوانده و همین به بازی اش لطمه زده. کاظم راست گفتار می گوید چون از فیلمبرداری فاصله گرفته بوده، صدای او حس و حال نداشته و خودش نریشن را خوانده است. تهامی اما روایتی دیگر دارد: «من برای کاظم راست گفتار بسیار احترام قائلم و می دانم که در کارشان بسیار وارد هستند.

سر فیلم آشوب با یکدیگر خیلی توافق داشتیم اما در این یک مورد خاص، نمی توانم گفته ایشان را بپذیرم. یک بازیگر وقتی تواناییش را در کارهایش ثابت کرده، چرا نباید به خاطر فاصله از کار قدرت انتقال حس و حال از طریق نریشن را داشته باشد؟ برای پخش آشوب چند اتفاق افتاد.

اول قرار بود سریال چند قسمتی باشد، بعد قرار شد سینمایی شود و در ادامه آن قسمت های باقیمانده به صورت سریال به شبکه نمایش خانگی برود. اما در یک بازه زمانی از من خواستند به استودیو بروم و بدون هیچ تمرینی برای فیلمی که یک سال از ساخت آن گذشته بود، نریشن بگوییم. می خواستیم در سه یا چهار ساعت تمام این نریشن ها را ضبط کنیم.

شاید اگر زمان داشتیم و برای رسیدن به چیزی که در ذهن آقای راست گفتار بود، اتود می زدیم و یک لحن خاص را پیدا می کردیم، نتیجه بهتری حاصل می شد، چون شخصیت آشوب موقعیت های مختلف در سن های مختلف دارد و لازم است برای هر کدام صداسازی انجام شود.»

• کاهگل خوری: یکی از سکانس های باحال رگ خواب جایی است که کامران برای خوشامد مینا تکه ای کاهگل از دیوار می کند و آن را دهانش می گذارد، روایت کوروش تهامی از ضبط این سکانس و کاهگل خوری اش جالب است: «در آن سکانس واقعا مجبور شدم کاهگل بخورم، حتی این سکانس دو بار تکرار شد و من و خانم حاتمی مجبور شدیم این کار را دو بار انجام بدهیم. سختی اش این بود که وقتی کاهگل خشک در دهان قرار می گیرد، تمام آب دهان را به خودش جذب می کند. یک جاهایی دیگر نمی توانستیم دیالوگ بگوییم.

• کوروش تهامی از این که به عنوان یک نقش مکمل در سینما به فعالیتش ادامه دهد ابایی ندارد: «اتفاقا من نقش های مکملی را که کاربرد زیاد و پیش برنده تر در یک فیلم دارند، ترجیح می دهم به نقش های اولی که ممکن است منفعل باشند، چون به نظرم در سینمای دنیا آدم هایی وجود دارند که در نقش های مکمل خوش درخشیده اند.»

• آشوب در روایت داستانش حسابی سردرگم است. دلیل این امر از نگاه کوروش تهامی کوتاه شدن بیش از حد آن است. او می گوید: «آشوب یک فیلم 250 دقیقه ای است که برای اکران کوتاه شد. بنابراین بخش های زیادی از بازی ما در ورژن سینمایی دیده نمی شود و جامپ کات های بزرگی در بعضی جاها دارد که به فیلم لطمه زده است.»

• تهامی در کار خوانندگی هم حضوری فعال دارد. او علاوه بر خوانندگی در فیلم «آشوب» تیراژ سریال «عصر پاییزی» را هم خوانده است. اما جالب است بدانید که او اولین بار در سریال روزی روزگاری برای نقش گل آقا آوازخوانی کرده است.